روزهای دکتر تمام وقت

حرف هایی از جنس دیوانگی

روزهای دکتر تمام وقت

حرف هایی از جنس دیوانگی

روزهای دکتر تمام وقت

یک عدد پزشک جوان...در تلاش برای ادم خوب بودن و دکتر خوبی بودن...تمام وقت چون تنها کاری که توی زندگیم کردم پزشک بودن بود...بافتنی میکنم...اشپزی میکنم...یه زمانی ساز میزدم ناشیانه...
این وبلاگ همیشه زندگی حقیقی نیست...گاهی مجازی گاهی خیالی...پس "من" نوشته ها همیشه این خانم دکتر تمام وقت نیست.
حالا این دکتر زیرزمینی کنار دندون موشیش خوشبختترینه

بایگانی

زندگی

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۰۷ ق.ظ
زندگی من شده روزی 8 ساعت خواب...7.5کار...6.5 درس...2 ساعت باقیشم یا دارم یه چیزی میخورم یا یه چیزی دفع میکنم...بعد جالبیش اونجاس که تمام این زورا رو میزنم که سال دیگه تا سرحد مرگ کار کنم و خستگی بکشم و حسرت یه ساعت خواب داشته باشم...بعد هی خودمو فحش بدم این چه کاری بود کردم
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۰۱
زیرزمینی

نظرات  (۶)

مراجعه به ادرسی که توابن کامنت گذاشتم !(نشد بخش کامنت pasteکنم)
پاسخ:
نیس هیچی که...حالا من چکار کنم؟
این قبلی مال من بود
پاسخ:
خوندمش و کاملا باهات موافقم
من صبح تا ظهر مریض میبینم . ظهر میخوابم .بعد سرم تو گوشیه تا نصفه شب . مثلا الان که سه صبحه
بعد همینجوری
بی برنامه
رها رها رها
پاسخ:
احساس بطالت و تلف شدن وقتت نداری؟
چقدر با کیفیت زندگی میکنید:))خیلی خوبه^_^
پاسخ:
واقعا این اسمش کیفیته؟؟؟؟؟
بطالت؟ نه اصلا
خیلیم خوبه
.
.
.
.
اشک هایش را پاک و تف نثار سربازی میکند .
آره دیگه شما کار مفیدتون خیلی بیشتره. ..ینی چیز حدود 14 ساعت و این عالیهه..ساعت خوابتونم که تنظیمه...درسته الان وقت تفریح ندارید ولی یه روزی خستگی همه ی این روزا رو در میکنید:)
پاسخ:
ولی من اگه وجود داشته باشه تفریحو ترجیح میدم...ولی من نه دوستی تو این شهر دارم نه این شهر جایی برای تفریح داره