روزهای دکتر تمام وقت

حرف هایی از جنس دیوانگی

روزهای دکتر تمام وقت

حرف هایی از جنس دیوانگی

روزهای دکتر تمام وقت

یک عدد پزشک جوان...در تلاش برای ادم خوب بودن و دکتر خوبی بودن...تمام وقت چون تنها کاری که توی زندگیم کردم پزشک بودن بود...بافتنی میکنم...اشپزی میکنم...یه زمانی ساز میزدم ناشیانه...
این وبلاگ همیشه زندگی حقیقی نیست...گاهی مجازی گاهی خیالی...پس "من" نوشته ها همیشه این خانم دکتر تمام وقت نیست.
حالا این دکتر زیرزمینی کنار دندون موشیش خوشبختترینه

بایگانی

امید به زندگی

سه شنبه, ۲ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۱۹ ق.ظ
یه هفته پیش یه پیج دیدم فیلم درخواست ازدواج یه بنده خدایی بود...بعد اومده یکی از رستورانای گرونه شهرو قرق(یاغرق یا قرغ یا غرغ )کرده بعد یه استدیو فیلم و عکس رزرو کرده که فیلم اون صحنه رو بگیرن و کلی گل تو صحنه ریخته ...بعد یه بنز کادو خریده برا دختره...بعد من یه هفتس که افسرگی گرفتم که همچین مردای رمانتیکی یعنی واقعا پیدا میشن؟بعد دارم فکر میکنم من اگه دلم بخواد این اتفاق برام بیوفته تو اون دوساعت بیکاری درروزم که صرف حموم و ... میشه باید یه پسر پیدا کنم گولش بزنم عاشقم بشه بعد درخواست ازدواج بده رمانتیک باشه...اوووو...اینا خودش روزی 8 ساعت انرژی گذاشتن میخواد دیگه...مثلا امروز من با کلی ترفند مرکزو دو ساعت پیچوندم بعد رفتم تو اون دوساعت اضافه امروزم مامانو بردم بعد از 4 ماه واسه خونه خرید کرده...اومدیم بعد دوباره نشستم خوندم...اخر به وقت حموم نرسیدم...کلا تک بعدیم هیچی دیگه خواستم بگم بیخیال مرد رمانتیک شدم خدایا دارم میمیرم از خستگی...مغزمم کار نمیکنه...سلول سلول بدنم درد میکنه 4 روزم شده نرفتم حموم...دارم میگندم اینجوری...بعد بازم انتظار همچین چیزایی دارم؟نه ندارم فقط نیم ساعت وقت حموم میخوام یعنی میخوام بگم انقدر سطح توقعاتم تنزل کرده...کلی دلمو صابون زده بودم که امروز وقت میکنم برم حموم پی نوشت:لباس عروسمم بعد از یه سال از پشت ویترین مغازه برداشتن پی نوشت 2:اقای همسایه منو تو اسانسور دیده میگه وااااای خانم دکتر چقدر داغون و خسته ای...بعد اومدم خونه میگم مامان قیافم واقعا داغونه؟مامانم میگه ازه مثل سیروز کبدی ها هم چاق شدی هم زرد هم دور چشمات سیاهه...دیگه فکر کنم مامانم رعایت کرد نگفت بو گندم میدی
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۰۲
زیرزمینی

نظرات  (۶)

حموم ! من 36 ساعت که از اخرین بار استحمامم بگذره علایم جنون بروز پیدا می کنه ! امیدوارم زود وقت کنی بری ,خیلی توخوب شدن حال موثره
واقعا ارزوی مردی به این رمانتیکی داری ؟
پاسخ:
اره دارم.خوبه که
خوبیش که خوبه !
منتها چون من فکرم و حسم شباهتی به هم جنس هام نداره و به عبارتی نرمال محسوب نمیشه ,نمیتونم درکی از خوشایند بودن مساله ی مرد رمانتیک داشته باشم !!!
علی ای حال امیدوارم خدا قسمت تو و تمام کسایی که دوست دارن بکنه
پاسخ:
خخخ...باش مرسی
به نظرم اصن سر حوصله برو حموم بعدش به خودت حسابی برس اگه وقت کردی اونوخ درسم بخون .نه جدی می گم .اینطوری مغزت خسته نمی شه .
یاد دوران دانشگاه افتادم بچه هایی که رشته های ریاضی مهندسی می خونندن شب تا صب توی زیر زمین خوابگاه فقط می خوندن .و من ارادشون رو تحسین می کردن .درسهای ما خیلی اسونتر از اونها بود و لی من هیچ وقت درس خون نبودم :)ولی بازم راضیم :/
پاسخ:
مرسی از توصیه شما
چرا فکر میکنی هر دختری که ازدواج کرده و خوشبخته و یه شوهر رمانتیک داره، پسره رو گول زده؟
یعنی ارزش دخترا اینقد کمه که باید با هزار ترفند گدایی محبت کنن؟
لطفا واسه هم جنسای خودتون ارزش قائل بشین.

(صرفا جهت اطلاع من مذکرم)
پاسخ:
طنز نوشتم معلوم نبود؟؟؟؟
من که طنزی ندیدم.
در ضمن بیشتر هجو بود تا طنز.
با عرض احترام اگه منظورتونو طنز فرض کنیم بازم حرفایی که تو کامنت قبلی گفتم صادقه
امون از دست این مامانا
پاسخ:
خخخ

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی