امید به زندگی
سه شنبه, ۲ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۱۹ ق.ظ
یه هفته پیش یه پیج دیدم فیلم درخواست ازدواج یه بنده خدایی بود...بعد اومده یکی از رستورانای گرونه شهرو قرق(یاغرق یا قرغ یا غرغ )کرده بعد یه استدیو فیلم و عکس رزرو کرده که فیلم اون صحنه رو بگیرن و کلی گل تو صحنه ریخته ...بعد یه بنز کادو خریده برا دختره...بعد من یه هفتس که افسرگی گرفتم که همچین مردای رمانتیکی یعنی واقعا پیدا میشن؟بعد دارم فکر میکنم من اگه دلم بخواد این اتفاق برام بیوفته تو اون دوساعت بیکاری درروزم که صرف حموم و ... میشه باید یه پسر پیدا کنم گولش بزنم عاشقم بشه بعد درخواست ازدواج بده رمانتیک باشه...اوووو...اینا خودش روزی 8 ساعت انرژی گذاشتن میخواد دیگه...مثلا امروز من با کلی ترفند مرکزو دو ساعت پیچوندم بعد رفتم تو اون دوساعت اضافه امروزم مامانو بردم بعد از 4 ماه واسه خونه خرید کرده...اومدیم بعد دوباره نشستم خوندم...اخر به وقت حموم نرسیدم...کلا تک بعدیم
هیچی دیگه خواستم بگم بیخیال مرد رمانتیک شدم خدایا دارم میمیرم از خستگی...مغزمم کار نمیکنه...سلول سلول بدنم درد میکنه 4 روزم شده نرفتم حموم...دارم میگندم اینجوری...بعد بازم انتظار همچین چیزایی دارم؟نه ندارم فقط نیم ساعت وقت حموم میخوام
یعنی میخوام بگم انقدر سطح توقعاتم تنزل کرده...کلی دلمو صابون زده بودم که امروز وقت میکنم برم حموم
پی نوشت:لباس عروسمم بعد از یه سال از پشت ویترین مغازه برداشتن
پی نوشت 2:اقای همسایه منو تو اسانسور دیده میگه وااااای خانم دکتر چقدر داغون و خسته ای...بعد اومدم خونه میگم مامان قیافم واقعا داغونه؟مامانم میگه ازه مثل سیروز کبدی ها هم چاق شدی هم زرد هم دور چشمات سیاهه...دیگه فکر کنم مامانم رعایت کرد نگفت بو گندم میدی
۹۶/۰۸/۰۲
واقعا ارزوی مردی به این رمانتیکی داری ؟